هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

131

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

به خلاف ساير « واپور » ها كه اجزاى « 1 » نامناسب طمّاع دارد ؛ و براى جلب منافع خود ، در يك كشتى كه 700 نفر مسافر با كمال زحمت جا مىتواند بگيرد ، دو مقابل او را داخل يك وسعت بسيار قليلى كه راه مفرّ غيرمصوّر است ، جمع كرده ؛ مجبورا در انبار و سطح كشتى روى هم ريخته ، از « ضيق جا » و « تعفّن هوا » و « نامناسبى غذا » ، گروهى از دريا جان به در نمىبرند . چنان‌كه در يك كشتى « انگليسى » ديده شد كه 19 نفر به همين جهات از « ينبع » الى « بيروت » ناخوش شده ، طعمهء نهنگ اجل گرديدند . هرچند « انقلاب هوا » و « تلاطم دريا » به خواست خداوندى است كه اگر فرطنه « 2 » باشد ، زحمت زياد براى مسافر وارد مىشود ؛ باز اگر انصاف شود ، با همهء اينها عشر زحمات ساير راهها را ندارد . سابعا : شخص « حاجى » بعد از دخول به خاك « عربستان » ، [ به ] خصوص در مواقعى كه محل خطر است ، بهتر آن است [ كه ] كلاه سياه ماهوتى و نمدى را ترك نمايد ، لباس « مندرس » و « چركين » نپوشد ، « عمامه » يا « فينه » « 3 » را اختيار كند . كفش ساغرى و زير جامهء سبز و قرمز را لباس خود نسازد ؛ و مادامى كه در ميان آن جماعت است ، از استعمال « حنا » خود را انگشت‌نما ننمايد ؛ و از « سبّ » و « شتم » كه ناشى از حركات جاهلانه و موجب « قتل نفس » و « اتلاف اموال » است ، زبانش را محفوظ بدارد ، و در آداب شريعت ، تابع افعال و اقوال حضرات ائمه هدى باشد ، كه در اين مواقع به تقيه امر فرموده‌اند . « التقية دينى و دين آبائى » . ثامنا : حاجى ، كرايه [ اى ] كه از « مكه » تا به « مدينه » يا « ينبع » خواهد داد ، در يك جا تسليم « جمال » ننمايد ، كه عنان اختيار خود را به دست آنها داده باشد ؛ بلكه هر قدر ممكن است سعى نمايد كه به سه قسط يا به چهار قسط قرار كرايهء شتر را بگذارد و آخر اقساط را در آخر منزل كارسازى نمايد ، كه عيونات آن در موقع خود ذكر خواهد شد . تاسعا : بليت « مرور » يا « واپور » خود را درست محافظت نمايد ، و در مواقعى كه لازم خواهد شد ، در نزد خود حاضر بدارد ؛ كه بىملاحظه « بليت » محال است كه

--> ( 1 ) . كاركنان ، كارگران . ( 2 ) . كولاك ، گرداب ، توفان . ( 3 ) . كلاه سرخ منگوله‌دار عثمانيان ، كلاه پشمينه كه غالبا سرخ يا سفيد است .